بررسي و نقد نظريه امنيتي سازي مکتب کپنهاگ

  • رسول زارع زاده

چکیده

چکيده

چگونگي ظهور و حل مسائل امنيتي يکي از مباحث کليدي مطالعات امنيتي معاصر است. از آنجا که نظريه امنيتي سازي مکتب کپنهاگ يکي از نظرات جالب و بحث برانگيز مطرح شده در اين زمينه مي باشد، مقاله حاضر درصدد است با تکيه بر مطالعات اِسنادي به بررسي و نقد اين ديدگاه بپردازد. اين مکتب ملهم از فلسفه زبان آستين و نظريه اجتماعي، امنيت را هم يک کنش گفتاري مي داند و هم يک برساخت اجتماعي. منطق امنيت نيز متأثر از فلسفه سياسي اشميت بر ضرورت بقاي دولت، اضطرار و اولويت اقدام تأکيد دارد. مسأله امنيّتي نشان از يک انتخاب سياسي بوده و داراي مقتضي اجتماعي است. با اين حال، نگاه مکتب کپنهاگ به امنيّت نگاهي منفي بوده و کمال مطلوب در غير امنيتي سازي است؛ هرچند در برخي مواقع امنيتي سازي يک ضرورت است. مقاله از سه زاويه به نقدهاي وارده بر اين نظريّه پرداخته است. يکي از نگاه کساني که شاکله اساسي آن را زير سؤال مي برند. ديگري از زاويه کساني که خواهان اصلاح جزيي و روشن شدن نقاط مبهم نظريه مي باشند و بالاخره، از نگاه کساني که ايده کلّي امنيتي سازي را قبول داشته امّا با بيان کاستي هاي اساسي آن درصددند تا اين نظريه را در افقي وراي مکتب کپنهاگ بازسازي نمايند.

چاپ شده
2018-05-09